خرید بک لینک
عمم که ازدواج کرد، تا مدت ها مامان بزرگم هر ظرف و ظروف بی استفاده ای تو کابینتا پیدا میکرد میبرد میداد بهش میگفت بیا اینم بذار رو جهازت!

عملا داشت خودشو از شر چیزای اضافه راحت میکرد :))

این جریان ادامه داشت تا کی؟

تا وقتی من گفتم میخوام ازدواج کنم!

صبح باباجون اومد در خونمون یه دست بشقاب استیل قدیمی و یه دست نعلبکی داد بهم گفت بیا اینا رو مامان جونت داده واسه خودت!

حالا بشقابا رو گیرم به درد میخورن

با یه دست نعلبکی تنها میخوام چیکار کنم؟ :)))

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 12:29

صفحه بندی